الشهيد الثاني (مترجم: مجد الادباء خراسانى)

159

مسكن الفؤاد (تسلية العباد) (فارسى)

رسول الله - صلى الله عليه و آله - و لم يأكل من طعامه شيئا و قال من لم يرزأ فما لله فيه من حاجة . » « 1 » : « پيغمبر خدا - صلى الله عليه و آله - به طعامى دعوت شد . چون به منزل ميزبان تشريف ورود داد ، به سوى ما كيانى نظر گشاد بر زبر ديوار خانه بيضه نهاد و بيضه فرو افتاد و بر ميخى رسيد كه در زير آن بر ديوار بود و بر آن ميخ قرار گرفت و نشكست . آن حضرت عجب نمود و ميزبان ، عجب آن حضرت را دريافت و عرض كرد : قسم به خدايى كه تو را به راستى برانگيخته است ، از رزيّت و رنجى هرگز بر دلم دردى و بر خاطرم گردى راه نيافته است . آن حضرت برخاست و از طعامش تناول ننمود . فرمود : آن كس كه مصيبتى به او نرسد و آزارى نبيند ، خداى تعالى را حاجتى به او نيست . » مترجم را شعرى در خاطر بود از بيدل دهلوى [ كه ] از شعراى هندوستان بوده و بسيار مناسب اين مقام است : مقصدى گر بود از خلقت همين آزار بود * ور نه در كنج عدم آسودگى بسيار بود [ رسالهء امام صادق به بعضى از آشنايان مصيبت ديده‌اش ] و امثال اين اخبار ، بسيار است و ما برين مقدار اكتفا و اقتصار مىنماييم . و رساله را به نامهء شريفهء سيد و مولاى خود حضرت ابى عبد الله جعفر الصادق - عليه السلام - اختتام مىدهيم كه به جماعتى از پسران عم بزرگوارش مرقوم داشته است ؛ هنگامى كه از بعضى دشمنان بر ايشان سخت وارد آمد و تسليتشان داده است . روايت نموديم آن را به اسناد خودمان به سوى شيخ ابو جعفر طوسى - قدّس الله روحه - از شيخ مفيد محمد بن النعمان و حسين بن عبد الله غضايرى و از صدوق ابى جعفر محمد بن على بن بابويه از محمد بن حسن بن وليد از محمد بن حسين بن ابى الخطاب از ثقهء جليل محمد بن ابى عمير ، از اسحاق بن عمار ، كه گفته است : به درستى كه ابا عبد الله جعفر بن محمد - عليهما السلام - نوشت به سوى عبد الله بن الحسن ، هنگامى كه او و اهل بيتش حمل شدند و تسليت مىفرمايد از آنچه بر او وارد گرديده بود :

--> ( 1 ) كافى 2 : 198 .